سلام دوستای خوب و پیگیر و همراهم.

لازم دونستم امروز حرف هایی رو که تا الان نگفتم رو بگم:

روز ۲۵ به من از تهران خبر رسید که بچه های تهران به دلایل خودشون مارو در جریان اعتصاب همراهی نمیکنن و دوتا از مهمترین اون دلایل حکم تشکیل نظام بود (که قرار بود امروز اعلام بشه و نشد!) و قول دکتر رضائیان. اون لحظه من اشک تو چشام جمع شد و قلبم به درد اومد.هیچ کس تو این جریان به اندازه من فشار رو دوشش نبوده و نیست.اما با این همه با بچه های تهران صحبت کردم و دلایلشون رو شنیدم(هرچند که نظر شخصی خودم برگزاری اعتصاب بوده و هست) اما نخواستم که روز اعتصاب دو دسته بشیم و مضحکه پاتولوژها مثلاَ همین بچه های ناپیوسته مشهد با اعتصاب مخالفت کردن(در حالی که جلوی روی من از اعتصاب حمایت میکردن،پشت سرم زدن زیر حرفهاشون و کنار کشیدن) خوب شما جای من...! دوستان من هدف چیه؟ بازگشت دکترای حرفه ای علوم،درسته؟ خوب من هم فقط به همین فکر میکنم.

اگه من هم با قضیه احساسی برخورد میکردم  واسه همیشه دو دسته میشدیم و هیچوقت به هدفمون نمیرسیدیم.اگه هم کلاَ کنار میکشیدم که هیچی دیگه...تنها راهم کم کردن سرعتم بود.

حالا من با توجه به وضعیت فعلی و این که در انتهای نامه،تاریخی واسه اعتصاب اعلام نکردیم گفتم فعلاَ فقط نامرو امضا کنید تا شاید بتونیم تو این مدّت همرو یکدل و همراه کنیم. آخه نمیشه که با زور و دعوا و با وجود اختلاف بین خودمون به هدف به این بزرگی برسیم! باید سعی کنیم با منطق همرو از جمله تهرانو با خودمون همراه کنیم.اگه نه این حرکت،حرکت سستی جلوه میکنه و معلوم نیست که به مقصد برسه.

اگه به خود من بود که از اول هم گفتم سالهاست که ما دانشجو های علوم داریم مظلوم واقع میشیم،سالهاست که ساکتیم،سالهاست که همه چیزمون رو ازمون گرفتن،سالهاست که دارن وعده و وعید میدن و عمل نمیکنن.اصلاَ واسه همین بحث اعتصاب رو مطرح کردیم.اما من میگم اگه قراره همچین حرکت بزرگی انجام بشه همه باید حضور داشته باشن. کوروش حیاتی کنار نکشیده،نمیکشه،تا تهش هم واستاده. من تا دلم از همراهی همه دانشجوها قرص نشه قدمی برنمی دارم.

به هر حال من در حال مذاکره با تهرانم اونها هم دلایلی واسه حرفهاشون دارن.یک مدّت به من زمان بدین ببینم چه کار میتونم بکنم.در هر صورت ما از حقمون و اعتصاب در صورت لزوم کنار نمیایم.مطمئن باشید:

سال ۱۳۹۰ سال بازگشت دکترای حرفه ای علوم آزمایشگاهی