میگن بعد از جنگ دوم جهانی یه عده صهیو نیسته مظلوم و فقیرو بیچاره که آدمو یاد بچه گربه های مظلوم مینداختن یا شایدم آدمو یاد جوجه رنگیهای صدتومنی مینداختن. میریزن توسرزمین فلسطین و شروع میکنن به لونه سازی (لانه سازی)واسه خودشون.

گرچه مخالف زیاد داشتن ولی اگه کلاهتون رو  قاضی کنید میبینید که روشنفکرنماهای ساده لوح زیادی هم ازشون پشتیبانی میکنن و صد البته که احتمالا ملت صاحبخونه , یعنی فلسطینیهای عزیز که اون موقع 100درصده خونه مال خودشون بود هم در اول کار زیاد حساس نمیشن و با خودشون میگن خب حالا اشکالی نداره بزار این بیچاره های از دست هیتلر گریخته هم بیان یه گوشه زندگی کنن .

اما یه مدت که میگذره میبینی این جماعت به اصطلاح جوجه صد تومنی کم کم رشد میکنه و به قول اماممون مث یه غده سرطانی شروع به دست اندازی میکنه به مال و مناله صاحبخانه ی(خونه)گرامی.

هی صاحبخونه ی بدبخت میگه بابا بیخیال اینکارا رو نکنید مثلا ما بهتون پناه داده بودیم و خواستیم زیر دست و پای سربازای هیتلر تلف نشدید حالا مدعیه خونه ی ما شدید؟ ولی  نه دیگه !!! معلوم میشه که دیگه کار از کار گذشته!!!و خلاصه به قول شاعر :

آتش مهر خدا دود شد***آن یتیم بی گناه نمرود شد.

یکم که زمان جلو میره کم کم اون یتیم بی گناه که الان نصف بیشتر خونه رو گرفته ,در مجامع جهانی که صد البته اونا هم مث خودش گرگ صفت و نمرود صفت بودن ادعا میکنه که اصلا این خونه مال بابا بزرگ ما بوده و این مرتیکه فلسطینی اومده بابا بزرگمونو انداخته بیرونو به اصطلاح ارث بابای مارو تصرف عدوانی کردن!!! اصلا فلسطینی مگه تخصص زندگی توی این سرزمینو داره؟!! فلسطینی اصلا شکل این حرفا نیست!!!این سرزمین رو از اول خدا به نام ما کرده بود!!!!حکایت اداره یه خونه ی  بزرگه ,حکایت نوک سمپلرو دستکش لاتکس که نیست !!!!اصلا فلسطینی جماعت خلقت شده که به ما سواری بده!!!!!

وخلاصه این کشمکش بین بچه های صاحبخونه و بچه های اون یتیم بی گناه ادامه پیدا میکنه وبه اینجا میرسیم که امروز یکی از بچه های اون صاحبخونه فلسطینییه میره توی سازمان ملل و در حضور همون مجامع بیدار بین المللی میگه آقا خر ما وقتی جنین بود ما ازش سونوگرافی گرفتیم دیدیم مادرذاتی دم نداره ,حالا التماستون میکنیم که یه بیست درصد از خونه رو بدید که ما حداقل وسایلامون رو توش بزاریم,حالا اگه اتاق نشد یه گوشه حیاطم بدید خوبه!!!!

دلتون به حال صاحبخونه فلسطینیه و بچه هاش سوخت؟ چه میشه کرد!!؟

منو مامانو بابام که کاری ازمون ساخته نیست,بچه های اون صاحبخونه فلسطینییه هم فک نکنم بخاری ازشون بلند بشه,مجامع بیدار جهانی هم که اصلا حرفشو نزنید چون امروز داشتم آزمایشای ژنتیک اون یتیم بی گناه رو نگاه میکردم دیدم واااااای اینکه بچه نامشروع همین مجامع به اصطلاح بیدار جهانی بوده.

فقط یه راه میمونه..... !!!!.............. اونم اینه که همه دست به دعا برداریم و از صمیم قلب از خدا بخوایم کاری کنه حداقل همین بیست درصد رو هم  به فلسطینیهای بیچاره اختصاص بدن .......

آمین یا رب العالمین


پ ن:احتمالا یه عده نفهمیدن که ارتباط این بحث با علوم آزمایشگاهی و پاتولوژی چی بود!!!ایشالا مقاله بعدی در مورد اون دو گروه هم صحبت میکنم ولی از طرف من بهشون بگید که هر کی نفهمیده مصداق بارزه اون پرندهست که تابستون غذا جمع میکرد و زمستون یادش میرفت غذاهاشو کجا گذاشته و از گشنگی تلف میشد. !!!!

پ ن:  راستی دعا کنید بچه های اون یتیم بی گناه نرن کمیته انظباطی ازم شکایت کنن((آهای اشتباه برداشت نکنید منظورم رژیم اشغالگر قدس بود)) چون  این دفه دیگه اگه برم اونجا مادر و پدرم باید سراغمو از کرام الکاتبین بگیرن!!!!! همینجا از همه ی گروه های سبزو قرمز و آبی و... اعلام  برائت میکنم.